تبلیغات
به بچه سمپادی خوش آمدید... - شباهت دردسر ساز به آقای احمدی نژاد + عکس
 
به بچه سمپادی خوش آمدید...
                                                        
درباره وبلاگ

به وبلاگ خودتون خوش اومدین...!
مدیر وبلاگ : فرزین سمپادی
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون درباره وبلاگ "بچه سمپادی" چیه ؟!








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ثبت دامنه
آپلود عکس
ابزارهای رایگان وب تماس با ما PageRank

بچه های دهه 50 و 60 محمود بصیری را خوب به یاد دارند، فیلم ها و سریال های طنز و ماندگار با حضور کمدین معروف آن سال ها؛ گل‌های داودی، زرد قناری، مادر، آرایشگاه زیبا، هتل و... از جمله فعالیت های هنرمندی است که این روزها در یکی از خانه های میدان قزوین روز را به شب می رساند.

شاید تا چند روز قبل کسی به روشنی نمی دانست که او به دلیل شباهت چهره با رئیس جمهور ممنوع الفعالیت شده و چندین سال خانه نشین شده است. بصیری رسانه ملی را تنها شایعه ساز این ماجرا می داند و می گوید گرچه آنها زیر بار این حرف نمی روند ولی مطمئن باشید که دست صدا و سیما و ریاست جمهوری در کنار گذاشتن من در کار است، آن هم به دلیل شباهت چهره ای با رئیس جمهور!


متن گفت‌وگوی «فردا» با محمود بصیری درباره حال و روز این روزهای او و جزئیات رویارویی او با احمدی نژاد در جریان مراسم افطاری با هنرمندان را در زیر می خوایند:

*
آقای بصیری از چه زمانی شباهت شما با آقای احمدی نژاد به روند فعالیت هنری و حرفه ای شما خدشه وارد کرد؟

از ابتدای روی کار آمدن آقای احمدی نژاد این شایعات مطرح شد. البته ابتدا در حد شایعه بود اما کمی بعد خودشان آن را با واقعیت پیوند دادند. چند تن از وکلا و عده ای هم از خارج تماس گرفتند که فلانی «ممنوع الکار» شده ای! من از همه جا بی خبر بودم ولی کم کم متوجه شدم که صحت دارد.

*
منظور شما از «خودشان» چه کسانی است؟

بچه های صدا و سیما. سال 85 قرارداد برای «کتابفروشی هدهد» داشتم، هم آن را پخش کردند و هم تیزرهای من را از برنامه های طنز حذف کردند.

*
مگر ایرادی دارد که چهره شما شبیه فرد خاصی باشد؟

دلیلشان کار طنز من بود. آقایی  از آن طرف گفته بود احمدی نژاد به بصیری یک خانه دو طبقه و یک ماشین صفر داده و گفته تا پایان دولت من کار نکن.

*
پس از سال 85 دیگر کاری به شما پیشنها نشد؟

دست تلویزیون بیشتر از مردم در این کار است. اگر دستش در کار نبود پس چرا تیزرها را حذف کرد؟ این اتفاق افتاد و اتفاقا من ممنون هم هستم. چون هیچ بیننده ای دیگر پیدا نمی شود که برنامه های امروز صدا و سیما را بپسندد.

*
در این چند سال کسی از صدا و سیما با شما تماس نگرفت و یا خود شما تماسی با مسئولی نداشتید؟

دیدم اگر چیزی نگویم بهتر است. شما اولین نفری هستید که از من می پرسید. چند شب پیش و در افطاری با آقای احمدی نژاد، مهدی سلوکی به رئیس جمهور گفت که شایعه کردند به این آقا محمود بصیری ماهی 1 میلیون و نیم حقوق می دید.

 

* عکس العمل آقای احمدی نژاد چه بود؟

ایشون هم مونده بود در این کار. همه می دانند که کسی به این شایعات بها نمی دهد. خود تلویزیون و ریاست جمهوری و تلویزیون های آن وری درست می کنند. این وصله ها به کسی که کار طنز می کند خوب می چسبد. آخرش هم نتیجه ممنوع الفعالیت شدن من بود.

*
بار اول بود که آقای احمدی نژاد را از نزدیک می دید؟

بله. البته یکبار دیگر هم دعوت کرده بودند که من نرفتم.

*
عکس العمل ایشون چه بود؟

آدم خوبی بود. برخورد خوبی هم داشت. خوشحال شدم که از نزدیک ایشون رو دیدم. البته فرصت خواستم که  10-20 روز دیگر برای دیداری حضوری به آنجا بروم.

*
به شما وقت ملاقات دادند؟

خیلی شلوغ بود. ولی من درخواست خودم را مطرح کردم متاسفانه برخی آنجا بودند که یک سری صحبت هایی می کردند که به آدم بر می خورد

*
مثلا چه صحبت هایی؟

ما خانه نداریم و وضع مان فلان است. مسائل مادی مطرح می کردند. آمده بودند آنجا که این حرف ها را بگویند. ولی من حتی یک کلمه هم در این باره حرف نزدم.

*
شما چرا درباره ممنوع الفعالیت شدنتان حرفی نزدید؟

چند نفر در این باره صحبت کردند و گفتند که آقای بصیری چند سال است کار نمی کند.

*
آقای احمدی نژاد از ممنوعیت کار شما خبر داشتند؟

مسلم است عزیز من، مگر می شود خبر نداشته باشد؟امروز هر کسی به من می رسد می گوید غیر ممکن است ممنوع الکار شده باشی. ولی این مسئله را خود ما می فهمیم. با من قرار می گذارند، حتی سناریو را هم می خوانم اما یکمرتبه ازشون خبری نمی شود.

*
آقای بصیری! شباهت با رئیس جمهور نفعی هم برای شما داشت؟

در زمان انتخابات فیلمسازان من را صدا می کردند که بیا و لباس های آقای احمدی نژاد را بپوش و کار تبلیغاتی کن اما من قبول نکردم.

 

* چرا قبول نکردید؟ تبلیغات که کار بدی نیست.

در انتخابات دور دوم من را دعوت کردند و گفتند که 2 تا قرارداد با رقم های خوب است، یک فیلم سینمایی و یک فیلم کوتاه. فلانی کارگردان باشد و شما دستیار. فقط شما این لباس های محلی که احمدی نژاد می پوشد را بپوش، گفتم ببخشید من از این کارا بلد نیستم. چون اساسا کار من نیست و تحت هیچ شرایطی از این کارها نمی کنم.

*
فکر می کنید بعد از ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بار دیگر به شما پیشنهاد کار شود؟

برای همیشه هم ممنوع الفعالیت شوم ازشون ممنونم. ممنوع می کنند و تازه بعد از 7 سال سراغ من می آیند که خوشحالی یا ناراحت! کی ناراحت باشه؟ نشستن 7 ساله من در خانه ناراحتی ندارد.

*
چرا در این مدت خودتان را رسانه ای نکردید؟ اتفاقا استقبال هم می شد. اگر رسانه ها کوتاهی کردند خود شما جلو می رفتید.

4-5
تا شبکه خواستند بیایند اما من قبول نکردم. امیر نوری در برنامه ای گفت که دلم برای محمود بصیری تنگ شده، اما من هیچ وقت با آنها همنشین نمی شم. یک شبکه دیگر هم می خواست برای مصاحبه بیاد و بپرسه که چرا نیستید؟ اینها در این 7-8 سال کجا بودند که یهو بصیری یادشان افتاده؟ من اصلا از اینکه بیایند و زندگی من را نشان دهند و بگوبند که فلانی اینجاست و این کار را می کند خوشم نمی آید.

*
شما کاری جز بازیگری هم داشتید؟

نه. اینها روحیه آدم رو به هم می ریزند.

*
یک سوال خصوصی، پس درآمد این روزهای شما از کجا تامین می شود؟

من نه بازنشسته ام و نه کارهای اقتصادی می کنم.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 26 شهریور 1396 20:51
Howdy! I know this is kinda off topic but I was wondering which blog platform are you using for this website?
I'm getting sick and tired of Wordpress because I've had problems with
hackers and I'm looking at options for another platform. I would be fantastic if you
could point me in the direction of a good platform.
سه شنبه 17 مرداد 1396 11:35
First of all I would like to say wonderful blog!
I had a quick question which I'd like to ask if you don't mind.
I was interested to know how you center yourself and clear your head before
writing. I have had a tough time clearing my mind in getting my ideas out.
I do take pleasure in writing but it just seems like the first 10 to 15 minutes are lost simply just trying to figure out how to begin. Any ideas or hints?
Kudos!
یکشنبه 15 مرداد 1396 14:30
It's actually a great and useful piece of information. I am glad that you simply shared this useful info with us.
Please stay us informed like this. Thank you for sharing.
جمعه 13 مرداد 1396 23:22
Pretty part of content. I just stumbled upon your blog and in accession capital to claim that I acquire actually loved account
your weblog posts. Anyway I'll be subscribing for your augment and
even I success you get right of entry to constantly fast.
شنبه 7 مرداد 1396 21:36
What's Taking place i'm new to this, I stumbled upon this I have found It absolutely useful and it has helped me out loads.
I hope to give a contribution & help other users like its aided me.
Good job.
پنجشنبه 5 مرداد 1396 15:15
I've been exploring for a bit for any high quality articles or weblog posts on this kind of
house . Exploring in Yahoo I ultimately stumbled upon this website.
Reading this information So i am satisfied to express that I've a
very good uncanny feeling I found out just what I needed. I such a lot surely will make certain to don?t omit this website and give it a glance on a constant basis.
یکشنبه 4 تیر 1396 21:55
ریشه از خود نوشتن در حالی که
صدایی مناسب در آغاز آیا نه کار درست با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر پاراگراف شما در
واقع قادر به من مؤمن متاسفانه تنها
برای بسیار در حالی که کوتاه. من این کردم مشکل خود را
با فراز در منطق و یک خواهد را سادگی به
پر همه کسانی شکاف. در صورتی که
شما در واقع که می توانید انجام من را مطمئنا تا پایان تحت تاثیر قرار داد.
یکشنبه 20 فروردین 1396 00:23
What i do not understood is in reality how you're now not actually much more well-preferred than you
may be now. You are very intelligent. You know therefore
considerably on the subject of this subject, produced me in my opinion consider it from so many varied angles.
Its like women and men don't seem to be involved except it is something to do with Woman gaga!
Your individual stuffs nice. All the time maintain it up!
یکشنبه 13 فروردین 1396 08:59
It's a pity you don't have a donate button! I'd
without a doubt donate to this brilliant blog!
I suppose for now i'll settle for book-marking and adding
your RSS feed to my Google account. I look forward to brand new updates and will talk about
this website with my Facebook group. Chat soon!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر